خیلی برام عزیزی...

نباشی می خوام دنیا نباشه...

داشتم فکر میکردم چجوری قبل از این نبودی؟!!!!

تو همیشه باید باشی...

حتی یه لحظه هم نیست که دلتنگت نباشم...

نمیدونم تا کجا و تا کِی میخوای با من اینجوری تا کنی تا بتونی باور کنی!!!

اما امیدوارم زودتر باورت بشه...

خیلی چیزا باورت بشه...

همیشه با تو کلی حرف دارم، با تو همیشه به هزار شکل حرف می زنم، نه تو خیالم، که تو همیشه با منی!

اما وقتی میخوام با خودِ خودت حرف بزنم انگار لال میشم و همه چی یادم میره...

نه اینکه نتونم ها... نه...

بودن تو کافیه تا من خیالم از همه چی راحت باشه...

تو که هستی مثل این می مونه که همه ی حرفامو زدم و تو هم همه شونو شنیدی...

انقدر کنار تو آرومم که حد نداره...

تو که هستی نگران هیچ اتفاقی نیستم...

این معجزه ی دوست داشتن تو برای منه...

این معجزه ی توئه...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شمسِ عزیز،

دوره ی اعجاز ها به پایان نرسیده!

من اینجا، کنارم،

پیامبری دارم

که بودنش

و عشقش

معجزه ی تمام زندگیم است...

/ 0 نظر / 19 بازدید